دهکده ی نامه های عاشقانه
آنقدر به مردم این زمانه بی اعتمادم که میترسم هرگاه از شادی به هوا بپرم زمین را از زیر پاییم بکشند…...




دلم برای یک نفر تنگ است....
نه میدانم کجاست...و نه میدانم چه می کند...
حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم....
رنگ موهایش را نمی دانم....
لبخندش را ...فقط میدانم که باید باشد و نیست...

Click here to enlarge




پنج‌شنبه 25 آبان 1391
:: 21:22 ::  نويسنده : mostafa

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران