دهکده ی نامه های عاشقانه
آنقدر به مردم این زمانه بی اعتمادم که میترسم هرگاه از شادی به هوا بپرم زمین را از زیر پاییم بکشند…...




آهای عشقم!به خواسته هایت رسیدی؟هوس هایت به ته کشید؟لب های دیگران دلت را زد؟آغوش های دیگران برایت جا به اندازه ی کافی نداشت؟برای اشک هایت خندیدن؟سردیت را گرم نکردند؟کمبودهایت را گفتند عقده؟دردهایت را با شادیشان عوض کردند؟دوستت دارم هایشان عام بود؟بوسه هایشان طعم هرزگی میداد؟؟؟ اینها همان کسانیند که تو بخاطرشان چشمت را بر تمام عاشقانه های من بستی!حالا که از دنیا فقط دست رد برروی سینه ات مانده...برگشتنت برای من چه سود...؟

این را بدان همه برایت *من* نمیشوند!!!  



جمعه 16 آبان 1393 :: 23:16 ::  نويسنده : darya

با چشم هایت حرف دارم.میخواهم ناگفته های بسیاری را برایت بگویم ...از بهار..از بغض های نبودنت...از نامه های چشمانم..که همیشه بی جواب ماند..باورنمیکنی؟؟

تمام این روزها با لبخندت آفتابی بود..اما دلتنگی آغوشت رهایم نمیکند..

...به راستی عشق بزرگترین آرامش جهان است...

 



سه‌شنبه 25 شهریور 1393 :: 01:52 ::  نويسنده : darya

 

تو را دوست دارم

چه فرق می کند که چرا یا از چه وقت یا چطور شد که ...

    چه فرق می کند ...؟

وقتی تو باید باور کنی و نمی کنی

    و

 

        من باید فراموش کنم که نمی کنم .




شنبه 22 شهریور 1393 :: 03:12 ::  نويسنده : peace20

من تنها نیستم.اشکهایم را دارم.اشکهایی که ازغم تو برگونه هایم جاریست!!!

من تنهانیستم لحظه هارا دارم.لحظه هایی که یکی پس از دیگری عاشقانه میمیرند تا حجم فاصله هارا کم رنگ تر کنند!!!

من تنها نیستم چرا که خیالت حتی یک نفس از من غافل نمیشود...چقدر دوست دارم لحظه هایی را که دلتنگ پشمانت میشوم.!!

هرلحظه دوریت برایم یه دنیا دلتنگی است و چقدر صبور است دل من.چرا که به اندازه تمام لحظه های عاشق بودنم از تو دور هستم.....!

ولی من باز چشم به راهم ...چشم به راهم تا آرامش را به قلب من هدیه کنی مهربان من.

 



یکشنبه 09 شهریور 1393 :: 22:28 ::  نويسنده : darya

 

تنها تویی در آسمان قلبم
که مثل ستاره میدرخشی در شبهای تیره و تارم
که هر سحرگاه مثل خورشید طلوع میکنی در دل قلب عاشقم
با طلوع تو ای خورشید من ، غمی دیگر در دلم نیست
احساس آرامش میکنم وقتی که تو نورانی کرده ای سرزمین قلبم را
تنها تویی در آسمان قلبم
که مثل پرنده ای پرواز میکنی در قلبم
اوج میگیری در آسمان آبی احساسم ومرا به بالاترین نقطه ی عشق میرسانی
تنها تویی در آسمان قلبم
تویی که مثل باران میباری بر کویر تشنه ی قلب عاشقم و
عاشقتر میکنی مرا با طراوت قطره های مهربانت
تنها تویی در سرزمین احساسم
تویی که هر لحظه قدم برمیداری بر خاک دلم 
از جنس عشق میشود خاک این سرزمینیکه روزگاری بود هیچ رهگذری از آن عبور نمیکرد
آری روزگاری بود که هیچ ستاره ای در آسمان قلبم نمیدرخشید
هیچ خورشیدی طلوع نمیکرد
تنهایی بود و تنهایی ، آمدی و گفتی که از جنس مایی
عشق را میشناسی ، همیشه با ما می مانی
من و قلبم نیز تو را باور کردیم
در آسمان آبی احساس جشن عشق را برپا کردیم...
تنها تویی در قلب پر از احساسم
تنها تو خواهی ماند در آسمان قلبم



سه‌شنبه 28 مرداد 1393 :: 19:49 ::  نويسنده : peace20

 

همیشه دقیقا..وقتی ..پر از حرفی. وقتی بغض میکنی. وقتی..داغونی..وقتی دلت شکسته .دقیقا همین وقتا انقدر حرف داری که فقط میتونی بگی..<بیخیال>...



پنج‌شنبه 23 مرداد 1393 :: 17:28 ::  نويسنده : darya

وقتی از دوست داشتن کسی مطمئن نیستی..حق نداری دستاشو بگیری که به دستات عادتش بدی...حق نداری با حرف هات عاشقش کنی...حق نداری...زمین بزنیش



یکشنبه 05 مرداد 1393 :: 19:40 ::  نويسنده : darya

دوستت دارم بیشتر از معنای واقعی کلمه دوست داشتن!

دوستت دارم چون تو ارزش دوست داشتن را داری!

دوستت دارم چون تو نیز مرا دوست می‌داری!

دوستت دارم همچو طلوع خورشید در سحر گاه عشق!

دوستت دارم همچو تکه ابرهای سفیدی که در اوج آسمان آبی در حال عبورند!

دوستت دارم چون تو رو میخواهم و تو نیز مرا میخواهی!

دوستت دارم از تمام وجودم ، با احساس پر از محبت و عشق!

دوستت دارم بیشتر از آنچه تصور می‌کنی . . .

 



شنبه 04 مرداد 1393 :: 16:44 ::  نويسنده : kamyab

به سلامتی یه نخ سیگار....که میدونم قبل من با کسی لب نگرفته...سلامتی دودسیگار...با اینکه کم رنگه ولی یه رنگه ....سلامتی ته سیگار...که بهم یاد داد نتیجه سوختن و ساختن زیر پا له شدنه....!



یکشنبه 22 تیر 1393 :: 15:46 ::  نويسنده : darya

 ميداني رفيق . . .

هيچ خيانتى هم نميتونه باعث تنفر از کسى

که واقعا دوستش دارى بشه....

فقط شروع يه تلقينه....

تلقين اينکه ديگه دوسش ندارى....

تلقين....




چهارشنبه 18 تیر 1393 :: 15:29 ::  نويسنده : peace20

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران