دهکده ی نامه های عاشقانه
آنقدر به مردم این زمانه بی اعتمادم که میترسم هرگاه از شادی به هوا بپرم زمین را از زیر پاییم بکشند…...




 normal_Avazak_ir-Girl49

باز باران نه نگویید با ترانه می سرایم این ترانه جور دیگر

باز باران بی ترانه دانه دانه بر بام خانه

یادم آید روز باران پا به پای بغض سنگین تلخ و غمگین دل شکسته اشک ریزان عاشقی سرخورده بودم

می دریدم قلب خود را

دور می گشتی تو از من

با دو چشم خیس و گریان

می شنیدم از دل خود این نوای کودکانه

پر بهانه زود برگردی به خانه

یادت آید هستی من آن دل تو جار می زد

این ترانه باز باران باز می گردم به خانه




:: ::  نويسنده : mostafa

 گاهی آدمها تورواحمق فرض میکنن

تومیشوی توپ زندگیشون

ازهرجا کم میارن 
ازهرکی عصبانی هستن
باتمام توانشون بهت ضربه میزنن
زخمیت میکنن
بعد که حالشون خوب میشه یادشون میوفته که 
تویک انسان بودی نه توپ


ازاینجا به این آدما اعلام میکنم که براشون متاسفم
 




:: ::  نويسنده : mostafa

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران