دهکده ی نامه های عاشقانه
آنقدر به مردم این زمانه بی اعتمادم که میترسم هرگاه از شادی به هوا بپرم زمین را از زیر پاییم بکشند…...




با چشم هایت حرف دارم.میخواهم ناگفته های بسیاری را برایت بگویم ...از بهار..از بغض های نبودنت...از نامه های چشمانم..که همیشه بی جواب ماند..باورنمیکنی؟؟

تمام این روزها با لبخندت آفتابی بود..اما دلتنگی آغوشت رهایم نمیکند..

...به راستی عشق بزرگترین آرامش جهان است...

 




:: ::  نويسنده :

 

تو را دوست دارم

چه فرق می کند که چرا یا از چه وقت یا چطور شد که ...

    چه فرق می کند ...؟

وقتی تو باید باور کنی و نمی کنی

    و

 

        من باید فراموش کنم که نمی کنم .





:: ::  نويسنده : mostafa

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران